|
فریاد مخالفت با جنگ، زندان ، شکنجه ، اعدام و هرگونه اعمال ضدبشری
|
![]() | |||||||
اکبر محمدی در گذشت. اکبر محمدی . اکبر محمدی
http://www.petitiononline.com/NWinIran
no war . no war . no war . no war . no war . no war . no war
اوضاع سیاسی اقتصادی ایران
سياست های اقتصادی حاکميت نظام اسلامی ايران درطول بيش ازدودهه حکومت، همه درراستای تامين منافع سرمايه داری جهانی بکارگرفته شده است ۰ این سياست ها طی دوره های ۸ ساله ، با عناوینی چون " دوران سازندگی" دوران "اصلاح طلبی" ... برنامه های سیاسی - اقتصادی مشابهی را درمسيراقتصاد نئوليبرال- پیروبرنامه صندوق بين المللی پول، بانک جهانی وسازمان تجارت جهانی، درچهارچوب نظامی عميقا فاسد وچپاول گرپیش برده اند.
بعد ازپشت سرنهاده شدن دوره هشت ساله حکومت خاتمی وشکست ادعای اصلاح طلبی، اما بحران همه جانبه تری برحیات اقتصادی- اجتماعی – فرهنگی - سیاسی سراسر جامعه ایران، مستولی گشته است، نه تنها مشکلات معیشتی مردم کاهش نیافته است؛ نه تنها محدود خواستهای سیاسی بشدت سرکوب شده است، بلکه بحران در عمق جامعه هر روزعمیق تر می گردد و بيکاری فزاينده، فساد اداری، تعطيلی واحدهای کارگری، فقر،فحشا، افزایش کودکان خيابانی کار، کارتون خواب ها، اعتيادوخودفروشی دختران طبقات محروم جامعه، ناهنجاری های اجتماعی را به سطح فاجعه باری کشانده است . جمهوری اسلامی اما در مقابل حرکات اعتراضی ، راهی جزسرکوب ، دستگیری، زندان ، صدوراحکام طولانی مدت واعدام وترورنمی شناسد. درست ازاینجاست که تشنج آفرینی درعرصه سیاست خارجی ، سرپوشی برای سرکوب های داخلی ولاپوشانی نسبت به اعتصابات واعتراضات مردم زحمتکشان سراسرایران تلقی می گردد.
آمار اعتراضات کارگران ایران درسه ماه آخرسال۲۰۰۵ به بیش از۲۰۰۰ مورد گزارش شده است. این اعتراضات عمدتادربرابرعدم تامین اجتماعی کارگران، بیکارسازی ها،قراردادهای موقت، تعطیلی کارخانه ها وعدم دریافت حقوق ودستمزدها وغیره بوده است .
براساس گزارش يکی ازروزنامه های داخل کشور، بانک جهانی پيش بينی کرده است :" ايران طی پنج سال آينده باشديدترين فشاراشتغال زايی مواجه می شود، وباتوجه به ترکيب جمعيتی ايران، نرخ بيکاری درآن به بالاترين سطح خودمی رسد"( روزنامه دنيای اقتصاد، پنج شنبه ۵آبان ۸۴ برابر۲۷اکتبر۲۰۰۵) درهمين زمينه خبرگزاری رسمی رژيم اعلام ميدارد: بانک جهانی تازه ترين برآوردخود راازنرخ بيکاری درکشورهای خاورميانه اعلام کرده است، وبرپایه اين گزارش آمده است :" ازآنجا که ميانگين سنی جمعيت ايران هم اکنون زير۱۲سال است، طی پنج سال آينده ايران باشديدترين فشاربرای اشتغال زايی مواجه خواهدشد۰درحال حاضر، نرخ بيکاری درايران، ۸/ ۱۳ درصداست، اماپيش بينی می شودکه رقم بيکاری تاسال۲۰۱۰به بالاترين سطح خود، حدود۲۳درصدخواهدرسيدکه بالاترين ميزان بيکاری طی چندين سال اخيرخواهدبود"(خبرگزاری مهر، اکتبر۲۰۰۵)
وضعيت عمومی جامعه ايران بزبان آمارغيررسمی، بمراتب اسفبارترازاين چيزی است که درروزنامه های رسمی منعکس است۰بعلاوه دردوره اخير با روی کارآمدن محموداحمدی نژاد، دستگاه دولت با بحران جدی وبی اعتمادی درونی همه جانبه روبرو است۰پاکسازی های وسيع درادارات ونهادهای گوناگون ازجمله دانشگاهها، وزارتخانه ها، مديران ارشدبانک ها، حتی جابجايي شماری ازسفرا،تنش های همه جانبه ای دردرون حاکميت بوجودآورده است واين همه بی ثباتی را درهمه ارکان نظام بنمايش می گذارد.
تمام اینها شاهد براین است که ملت ایران تحمل فشار نظامی واشغال آمریکا را ندارد و تکرار سوژه جنگ برای ایران بسیار تلخ و ناگوار است اگر این ملت توان سخن گفتن داشت نه جمهوری اسلامی نه ایلات متحده هر کدام نمی توانستند برای به کرسی نشاندن امیال خود ملتها را وسیله قرار دهند تا به مقاصد خود برسند ، یکی با واژه اسلام و دیگری با دموکراسی هر دو بمب بر سر این مردم میریزند.
چـرا ؟؟؟
تجمع مستقل ضد جنگ در پارک دانشجو
بیانیه صلح , نمایندگان تشکل های زنان و دیگر تشکل های جامعه مدنی ایران و آمریکا

جنگ لبنان هم شروع شد با جنایت علیه کودکان
جنایت علیه انسانیت
جنگ نه ، محمد ابراهیمی ، پاسارگاد ، زهرا کاظمی ، نازنین ، خلیج فارس ، احمد باطبی
No War . Mohammad Ebrahimi . Pasargad . Zahra Kazemi Nazanin .
محمد ابراهیمی
محمد ابراهیمی کیست ؟
آیا تا بحال در مورد ایشان شنیده اید ؟ فکر کرده اید؟ تمایل دارید بدانید و یاری کنید ؟ آیا میدانید جرم ایشان چیست ؟ به خاطر کدامین گناه ناکرده اینچنین نابخردانه مورد جور و ستم قرار میگیرد و در شرایطی بسیار سخت و بدور از نیازهای اجتماعی مورد ظلم واقع میشود ؟ آیا تا به حال به گوشه ای از کلام ایشان فکر کرده اید ؟ آیا تا بحال توجه کرده اید که چه میگوید ؟ از کجا میگوید ؟ و برای چه میگوید ؟ آیا هدف ایشان رسیدن به جاه و مقام و منزلتهای دنیایی است ؟ و یا بر عکس دوری از بازیهای کودکانه دنیایی ؟ ایشان محکم و استوار می ایستد و کلام حق که خواسته من ، تو و همه انسانهای بیدار است را بازگو میکند و بار چنین مسئولیت بزرگی را بر عهده میگیرد . صدای ایشان همسو با حرکت انبیاء و اولیاء الهی و برای آگاهی و بیداری انسانهاست . برای به خود فرو بردن ما ، بازگشت به دنیای ازلی و شناخت جایگاه واقعی انسان ، رسیدن به خود شناسی و از پس آن خدا شناسی و خدابینی است ، چرا که تمامی این مکرها و نیرنگها و جنایات به سبب دور شدن از مقام و منزلت انسان است . امروز با عنایت صاحب اندیشه ، ما میتوانیم به خود و همه انسانها خدمتی شایسته انجام دهیم ، پس بیایید در پیشگاه خداوند قادر متعال ، به خاطر غفلتها یمان ، صادقانه توبه نمائیم و برای آزادی ایشان و تمامی انسانهای در بند حرکتی سازنده انجام دهیم و به امید آزادی ایشان خود را در ورطه آزمایش الهی قرار دهیم . باشد که در پیشگاه حضرت حق سر بلند و پیروز گردیم .
به امید آزادی محمد ابراهیمی و همه زندانیان در بند
برای آزادی آقای محمد ابراهیمی تلاش انسانی وملی شما را میطلبیم
با امضای این دادخواست ما را یاری دهید http://www.petitiononline.com/ourworld/petition.html
به امید آزادی محمد ابراهیمی و همه زندانیان در بند
pasargad . pasargad . pasargad . pasargad . pasargad . pasargad . pasargad
تظاهرات در برابر مجلس در اعتراض به آبگیری سد سیوند
تقاضاي کميته بين المللي نجات پاسارگاد از يونسکو براي اقدام فوري در جهت جلوگيري از خطرات آبگيري سد سيوند
اين نامه براساس اعترافات رييس سازمان ميراث فرهنگی مبنی بر تخريب آرامگاه کوروش، و دشت پاسارگاد تهيه و در تاريخ هفتم فوريه 2007 به وسيله ی آقای رضا بايگان، مشاور کميته نجات در پاريس به مقامات يونسکو تقديم شده است
آقای کوئيچيرو ماتسورا
دبيرکل يونسکو
آقای ماتسورای عزيز
نزديک به دو سال است که، کميته بين المللی نجات پاسارگاد، به نمايندگی از جانب هزاران هزار انسان در سراسر جهان دست تمنا به سوی شما دراز کرده است تا در ارتباط با آبگيری سد سيوند به ما کمک کرده و تنگه بلاغی، دشت پاسارگارد و آرامگاه کوروش بزرگ را از خطر غرق شدن و ويرانی نجات دهيد.
ما بارها، در نامه های سرگشاده و نامه های مستقيم خود، خبر قدم به قدم نزديکتر شدن به اين آبگيری را به شما و به همه ی موسساتی که می توانند جلوی چنين حرکتی را بگيرند اعلام داشته ايم و بارها و بارها مردمانی از سراسر جهان، برای شما فکس و ايميل زده اند و ما از رونوشت هايي که برای ما فرستاده می شود به تعداد زياد اين افراد و ابعاد گسترده ی اين خواست انسانی و بشری پی برده ايم.
تا کنون به نظر ما می رسيد که چون تنگه بلاغی از بخش های ثبت شده در ميراث جهانی نيست شما مايل به دخالت مستقيم در اين ماجرا نيستيد، هرچند که، بر اساس کنوانسيون 1972 آن سازمان، دولت های امضا کننده کنوانسيون موظف هستند که از ميراث های فرهنگی ملی خود، حتی اگر در ليست ميراث جهانی نباشند، مراقبت کنند و ايران نيز از امضا کنندگان اين کنوانسيون است.
بارها کارشناسان و باستانشناسان سرشناس سازمان يونسکو را از در خطر افتادن آرامگاه کوروش بزرگ با خبر کرده اند؛ و شک نيست که شما مدارک و گزارشات مربوط به اين فاجعهء محتمل را شنيده و خوانده ايد. اما بنظر می رسد که هنوز از جانب شما اقدامی جدی در اين مورد صورت نگرفته است. به نظر می رسد که چون مسئولين دولتی ايران آن حرف ها را تکذيب می کنند شما نيز توجه چندانی به آنها نمی کنيد.
اما اکنون، رييس سازمان ميراث فرهنگی ايران، که معاون رييس جمهور ايران نيز هست، موافقت خود با شروع آبگيری سد را اعلام داشته و اظهار نموده است که « « تنها مشكل موجود، رطوبت سد است كه به مرور زمان بر روي دشت پاسارگاد و مقبره كوروش اثر ميگذارد و قرار است وزارت نيرو با استفاده از تكنيكهاي خاص، اين مشكل را به تدريج برطرف كند.»
بر اساس همين اعترافات، کميته بين المللی نجات اعتقاد دارد که شما می توانيد، بر اساس توان حقوقی و حرفه ای خود که حفظ و حراست از گنجيه های ثبت شده در ميراث بشری است، دست به اقداماتی مؤثر زده و يکی از مهم ترين گنجينه های مادی و معنوی يک ملت را، که اکنون به همه ی جهانيان تعلق يافته است، نجات دهيد.
هزاران هزار انسان علاقمند و نگران در سراسر جهان منتظر اين اقدام ضروری شما هستند.
پيشاپيش از توجهی که به فوريت اين پرونده خواهيد کرد تشکر می کنيم.
با احترام
مسئول کميته بين المللی نجات پاسارگاد
شکوه ميرزادگی
Pasargad Committee's letter to Director General of UNESCO
About the immanent dangers threatening Pasargad Plains
Mr Koichiro Matsuura
Director-General
UNESCO
7 place de Fontenoy
75352 Paris 07 SP
France
7 February 2007
Dear Mr Matsuura,
It is about two years since the ICSASPP, on behalf of thousands of supporters from all four corners of the globe, brought to UNESCO’s attention the flooding of the Sivand Dam in Iran which would ultimately drown the ancient Bolaghi Gorge and part of the Pasargad Plain, as well as endanger the Mausoleum of Cyrus the Great.
On many occasions, we have sent you open letters, as well as direct correspondence, informing you of the latest developments in the completion and flooding of this dam. Hundreds of people have also sent you e-mails, letters and faxes expressing their support for our Committee's cause. We are aware of the extent of such cultural and humanistic endeavours through receiving copies of such correspondence.
So far, it has seemed to us that you are reluctant to become directly involved in this matter due to the fact that the Bolaghi Gorge was not included in the sites surrounding Pasargad/Pasargadae when UNESCO registered it as a World Heritage Site in 2004. This is of course, in sharp contrast to the fact that, according to UNESCO's 1972 Convention concerning the Protection of the World Cultural and Natural Heritage, all the signatories of the Convention are obliged to preserve their cultural heritage, even if such sites and artefacts are not registered as world cultural entities by UNESCO; and Iran is one of the signatories.
On many occasions, renowned experts and archaeologists have informed UNESCO, through written documents, of the imminent danger threatening the Mausoleum of Cyrus the Great. We have no doubt that you have already read such documents and heard reports concerning this possible catastrophe. Again, it seems that there has not been any reaction to these reports and news due to the fact that the government of the Islamic
Nevertheless, very recently, the head of the Iranian Cultural Heritage Organization, who is also a deputy of the President of the country, has agreed to the inauguration of the Sivand Dam by embarking on its flooding. At the same time he declared that: "The only remaining problem is the fact that, over time, the humidity caused by the dam will have its effect on Pasargad Plain and the Mausoleum of Cyrus the Great. It has been agreed that the Ministry of Energy should use certain special techniques to eliminate this problem."
In the light of such confessions, and through resorting to your legal and professional abilities for the preservation of humankind's cultural and archaeological heritage, you can strongly act and salvage one of the most important spiritual treasures of a nation – a treasure that now belongs to all humanity.
Thousands of people around the world are anxiously awaiting your prompt measures in this regard.
Thanking you in advance for the attention you will show to this urgent case,
Yours sincerely,
Shokooh Mirzadegi (Mrs)
Director, ICSASPP
تقاضاي کميته بين المللي نجات پاسارگاد از يونسکو براي اقدام فوري در جهت جلوگيري از خطرات آبگيري سد سيوند
اين نامه براساس اعترافات رييس سازمان ميراث فرهنگی مبنی بر تخريب آرامگاه کوروش، و دشت پاسارگاد تهيه و در تاريخ هفتم فوريه 2007 به وسيله ی آقای رضا بايگان، مشاور کميته نجات در پاريس به مقامات يونسکو تقديم شده است
آقای کوئيچيرو ماتسورا
دبيرکل يونسکو
آقای ماتسورای عزيز
نزديک به دو سال است که، کميته بين المللی نجات پاسارگاد، به نمايندگی از جانب هزاران هزار انسان در سراسر جهان دست تمنا به سوی شما دراز کرده است تا در ارتباط با آبگيری سد سيوند به ما کمک کرده و تنگه بلاغی، دشت پاسارگارد و آرامگاه کوروش بزرگ را از خطر غرق شدن و ويرانی نجات دهيد.
ما بارها، در نامه های سرگشاده و نامه های مستقيم خود، خبر قدم به قدم نزديکتر شدن به اين آبگيری را به شما و به همه ی موسساتی که می توانند جلوی چنين حرکتی را بگيرند اعلام داشته ايم و بارها و بارها مردمانی از سراسر جهان، برای شما فکس و ايميل زده اند و ما از رونوشت هايي که برای ما فرستاده می شود به تعداد زياد اين افراد و ابعاد گسترده ی اين خواست انسانی و بشری پی برده ايم.
تا کنون به نظر ما می رسيد که چون تنگه بلاغی از بخش های ثبت شده در ميراث جهانی نيست شما مايل به دخالت مستقيم در اين ماجرا نيستيد، هرچند که، بر اساس کنوانسيون 1972 آن سازمان، دولت های امضا کننده کنوانسيون موظف هستند که از ميراث های فرهنگی ملی خود، حتی اگر در ليست ميراث جهانی نباشند، مراقبت کنند و ايران نيز از امضا کنندگان اين کنوانسيون است.
بارها کارشناسان و باستانشناسان سرشناس سازمان يونسکو را از در خطر افتادن آرامگاه کوروش بزرگ با خبر کرده اند؛ و شک نيست که شما مدارک و گزارشات مربوط به اين فاجعهء محتمل را شنيده و خوانده ايد. اما بنظر می رسد که هنوز از جانب شما اقدامی جدی در اين مورد صورت نگرفته است. به نظر می رسد که چون مسئولين دولتی ايران آن حرف ها را تکذيب می کنند شما نيز توجه چندانی به آنها نمی کنيد.
اما اکنون، رييس سازمان ميراث فرهنگی ايران، که معاون رييس جمهور ايران نيز هست، موافقت خود با شروع آبگيری سد را اعلام داشته و اظهار نموده است که « « تنها مشكل موجود، رطوبت سد است كه به مرور زمان بر روي دشت پاسارگاد و مقبره كوروش اثر ميگذارد و قرار است وزارت نيرو با استفاده از تكنيكهاي خاص، اين مشكل را به تدريج برطرف كند.»
بر اساس همين اعترافات، کميته بين المللی نجات اعتقاد دارد که شما می توانيد، بر اساس توان حقوقی و حرفه ای خود که حفظ و حراست از گنجيه های ثبت شده در ميراث بشری است، دست به اقداماتی مؤثر زده و يکی از مهم ترين گنجينه های مادی و معنوی يک ملت را، که اکنون به همه ی جهانيان تعلق يافته است، نجات دهيد.
هزاران هزار انسان علاقمند و نگران در سراسر جهان منتظر اين اقدام ضروری شما هستند.
پيشاپيش از توجهی که به فوريت اين پرونده خواهيد کرد تشکر می کنيم.
با احترام
مسئول کميته بين المللی نجات پاسارگاد
شکوه ميرزادگی
Pasargad Committee's letter to Director General of UNESCO
About the immanent dangers threatening Pasargad Plains
Mr Koichiro Matsuura
Director-General
UNESCO
7 place de Fontenoy
75352 Paris 07 SP
France
7 February 2007
Dear Mr Matsuura,
It is about two years since the ICSASPP, on behalf of thousands of supporters from all four corners of the globe, brought to UNESCO’s attention the flooding of the Sivand Dam in Iran which would ultimately drown the ancient Bolaghi Gorge and part of the Pasargad Plain, as well as endanger the Mausoleum of Cyrus the Great.
On many occasions, we have sent you open letters, as well as direct correspondence, informing you of the latest developments in the completion and flooding of this dam. Hundreds of people have also sent you e-mails, letters and faxes expressing their support for our Committee's cause. We are aware of the extent of such cultural and humanistic endeavours through receiving copies of such correspondence.
So far, it has seemed to us that you are reluctant to become directly involved in this matter due to the fact that the Bolaghi Gorge was not included in the sites surrounding Pasargad/Pasargadae when UNESCO registered it as a World Heritage Site in 2004. This is of course, in sharp contrast to the fact that, according to UNESCO's 1972 Convention concerning the Protection of the World Cultural and Natural Heritage, all the signatories of the Convention are obliged to preserve their cultural heritage, even if such sites and artefacts are not registered as world cultural entities by UNESCO; and Iran is one of the signatories.
On many occasions, renowned experts and archaeologists have informed UNESCO, through written documents, of the imminent danger threatening the Mausoleum of Cyrus the Great. We have no doubt that you have already read such documents and heard reports concerning this possible catastrophe. Again, it seems that there has not been any reaction to these reports and news due to the fact that the government of the Islamic
Nevertheless, very recently, the head of the Iranian Cultural Heritage Organization, who is also a deputy of the President of the country, has agreed to the inauguration of the Sivand Dam by embarking on its flooding. At the same time he declared that: "The only remaining problem is the fact that, over time, the humidity caused by the dam will have its effect on Pasargad Plain and the Mausoleum of Cyrus the Great. It has been agreed that the Ministry of Energy should use certain special techniques to eliminate this problem."
In the light of such confessions, and through resorting to your legal and professional abilities for the preservation of humankind's cultural and archaeological heritage, you can strongly act and salvage one of the most important spiritual treasures of a nation – a treasure that now belongs to all humanity.
Thousands of people around the world are anxiously awaiting your prompt measures in this regard.
Thanking you in advance for the attention you will show to this urgent case,
Yours sincerely,
Shokooh Mirzadegi (Mrs)
Director, ICSASPP
نجات هویت ملی و تاریخی ایران وجهان پاسارگاد متعلق به تمدن
بشری است نه ؟
مجموعه میراث جهانی پاسارگاد مجموعهای از آثار باستانی برجایمانده از دوران هخامنشی است که در ۸۵ کیلومتری شمال مرودشت در منطقهٔ مرغاب از توابع شهرستان صفاشهر واقع شدهاست
این مجموعه دربرگیرندهٔ ابنیهای چون کاخ دروازه، پل، کاخ بار عام، کاخ اختصاصی، دو کوشک، آبنماهای باغ شاهی، آرامگاه کمبوجیه، استحکامات دفاعی تل تخت، کاروانسرای مظفری، آرامگاه کوروش بزرگ، محوطهٔ مقدس و تنگه بلاغی است
این مجموعه، پنجمین مجموعهٔ ثبتشده در فهرست آثار میراث جهانی در ایران است که طی جلسه یونسکو که در تیرماه سال ۱۳۸۳ در چین برگزار شد به علت دارا بودن شاخصهای فراوان با صد در صد آرا در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید. هر اثر که در فهرست جهانی یونسکو جای میگیرد طبق کنوانسیون میراث طبیعی و تاریخی باید از سوی کشور نگهدارندهٔ اثر مورد توجه ویژه قرار گیرد و انجام هرگونه اقدامی در به خطر افتادن آن ممنوع است.
اسکندر آتش زد، اين ها ويران می کنند. . . .
هموطنان گرامی،
خبر کوتاه و ساده است، لابد شنیده اید: حکومت اسلامی، با ساختن سد سيوند و آغاز مرحله آب گيری آن، دشت باستانی پاسارگاد (دشت مرغاب)، یعنی نخستین مرکز تمدن ایرانیان را به زیر آب می برد و آثاری همچون آرامگاه کورش کبیر و پرسپوليس (تخت جمشید) را از چهره ی زمین پاک می کند. باید در این باره چاره ای اندیشید و اقدامی اساسی کرد. ما، به سهم خود، دست به تشکیل «کمینه بین المللی برای نجات آثار باستانی دشت پاسارگاد» زده ایم و از همه نويسندگان و هنرمندان و روشنفکران و همچنين از همه ی اهل فرهنگ و اندیشه که برای نگاهداشت شناسنامه های ملی ما دل می سوزانند دعوت می کنیم تا به این کمیته بپیوندند.
اولين اقدام «کميته بين المللی برای نجات آثار باستانی دشت پاسارگاد» نامه ای سرگشاده به زبان فارسی و انگليسی به سازمان ملل متحد و مردمان جهان است. آن را امضا کنيد و دوستان خود را از هر مليتی که هستند به امضای آن تشويق
www.PetitionOnline.com/Pasargad/petition.html
باشد که نسل امروز شرمسار نسل های آینده نماند.
***************************
نامه سرگشاده به مردم جهان و سازمان جهانی ملل متحد،
ما، امضاء کنندگان اين نامه، با کمال تأسف به اطلاع همه ی ساکنان کره خاک می رسانيم که يکی از مهم ترين بخش های ميراث تاريخی نسل انسان در معرض نابودی هميشگی قرار گرفته است. حکومت اسلامی ايران مراحل پايا نی ساختمان سدی را در جنوب ايران آغاز کرده که قرار است منطقه ی باستانی پرسپوليس (تخت جمشيد) و پاسارگاد را، که مرکز کهن امپراطوری هخامنشی محسوب شده و مجموعه ای غنی و پيچيده را در بر می گيرد، در آب غرق کند. اين اماکن، از همان روزگار پيدايش خود، از جانب نويسندگان تاريخ کهن در زمره عجایب جهان شناخته شده و، در نتيجه، همواره بخشی از ميراث فرهنگی نسل انسان بشمار رفته اند.
در مقايسه با نابودی دو مجسمه بودا در افغانستان بدست طالبان، اين تهديد جديد و نتايج آن بسيار گسترده تر از هر نوع تخريب قابل تصوری بشمار می روند که تا کنون بر پیکر تاریخ بشر وارد شده است. اگرچه اين بازمانده های شکوهمند تاريخ ایران بخشی از هويت تاريخی ملت ايران بشمار می روند، اما از دست رفتن آنها تنها غبنی ويژه ی آنان نيست. يعنی، اين تنها ملت ايران نيست که از مهمترين بخش هويت فرهنگی خود محروم می شود بلکه اين کل تاريخ جهان است که اينگونه به مخاطره دچار آمده است.
در اين راستا، توجه به يک واقعيت تاريخی تنها می تواند پيام قدرتمندی را به همه ما منتقل کند. در بين مناطقی که در خطر محو شدن از چهره ی زمين قرار دارند مقبره کورش کبير، رهبر سياسی ايرانيان در 2500 سال پيش قرار دارد که، در جريان آفرينش وحدتی برای نظام های سیاسی، و از طريق صدور فرمان «حقوق بشر»، برای ملل تحت رهبری خود آزادی به ارمغان آورده است. در واقع، او نخستين انسان قدرتمندی است که بر آزادی انسان ها در انتخاب ارزش ها، فرهنگ ها، اديان و افکار خويش تأکيد کرده است. نمونه ای از استوانه ای که فرمان حقوق بشر او بر آن کنده شده هم اکنون در ساختمان سازمان ملل متحد به نمايش گذاشته شده و نمادی از کوشش نسل انسان برای خروج از وحش حيوانی و ورود به تمدن ساخته ی دست خویش بشمار می رود. آری، اين مقبره ی پدر حقوق بشر است که اکنون، در ميان بسیاری دیگر از آثار تاریخی، محو و نابود می شود.
ما وجدان همه ی بشريت را مورد خطاب قرار داده و آنان را از خطری که بر سر يک کشور تاريخی سایه افکن شده آگاه می کنیم. ما از همه ی سازمان های جهانی، بخصوص سازمان ملل متحد و شاخه های وابسته اش، همچون سازمان یونسکو، می خواهیم که از هر طريقی که می دانند اين عمل بيرحمانه عليه ارزشمندترين ميراث های نسل بشر را متوقف سازند. ما ضمن ايجاد کميته ای به نام «کميته بين المللی برای حفظ آثار دشت پاسارگاد» و دعوت از همگان برای پیوستن به آن خواستار عمل بلافاصله ایم و در اين خواست خود تا آنجا که در توانمان باشد از همه امکانات خويش استفاده خواهیم کرد. اگر ما اکنون اين عمل وحشتناک نیروهای ويرانگر را متوقف نسازیم، بزودی شاهد از بين رفتن همه دست آوردهای تمدن بشری خواهیم بود.
از جانب کميته بين المللی برای نجات آثار باستانی دشت پاسارگاد
شکوه میرزادگی
اسماعيل نوری علا
نهم شهريور 1384 - برابر با 31 اگوست 2005
http://www.petitiononline.com/mod_perl/signed.cgi?Pasargad
نامه سرگشاده کميته بين المللي نجات پاسارگاد به باستانشناس شرکت کننده در
همايش بررسي نتايج عمليات نجات بخشي محوطه تاريخي تنگه بلاغي
(سي ام دي ماه)
باستانشناسان، پژوهشگران، و کاوشگران شرکت کننده در همايش تنگه بلاغي،
در طي نزديک به دو سالي که از فعاليت کميته بين المللي نجات پاسارگارد مي گذرد ما بارها و بارها خبرها و گزارش هايي از کاوش ها و کشفيات هيجان انگيز شما را خوانده و در سايت کميته منعکس کرده و براي هزاران هزار تن از شيفتگان آثار باستاني و فرهنگ ايرانزمين فرستاده ايم. و چنين است که نام تک تک شما براي ما ده ها هزار انسان فرهنگ دوست در سراسر جهان نام هايي آشنا و محترم است. ما همگي، با وسواس و نگراني و اميد، تلاش هاي تک تک شما را دنبال کرده ايم، و مي دانيم که شما در حد توان تان براي حفظ آثار باستاني تنگه بلاغي کوشيده ايد.
اما اکنون به نظر مي رسد که قرار است با برگزاري اين همايش پايان کار شما در اين راه دو ساله نيز اعلام شود و به احتمال قريب به يقين برنامه آن است که سازمان ميراث فرهنگي با دريافت موافقت نامه اي به امضاي شما شرکت کنندگان در عمليات موسوم به «نجات بخشي»، فرمان به آب بستن و غرق کردن تنگه بلاغي را صادر کند.
بنظر نمي رسد لازم باشد تا درباره تنگه بلاغي با شما چيزي گفته شود؛ چرا که شما بيش از هر کسي آگاه هستيد که در تنگه بلاغي چه آثار و گنجينه هايي وجود دارند، و بيش از هر کسي مي دانيد که چه چيزهاي ديگري در زير سد سيوند وجود دارد و چه آثار گرانقدري که با آبگيري سد سيوند غرق شده و نابود خواهند شد؛ ماهيت اين آثار کشف نشده اما وجود آنها قطعي است ـ همانگونه که تا دو سال پيش هيچکدام از شما به وجود همين کشفياتي که به عمل آورده ايد واقف نبوديد.
ما مي دانيم که آن چه به عنوان «عمليات نجات بخشي» از آن نام برده مي شود چيزي بيش از «جمع آوري اطلاعات» نيست؛ اطلاعاتي که يقيناً با رنج و کار شبانه روزي شما به دست آمده است. اما باز هم شما خوب مي دانيد که اين اطلاعات نمي توانند جانشين آنچه از دست مي روند شوند و، در عين حال، در بر گيرنده يک صدم از آنچه که در آن منطقه وجود دارد نيز نيستند. بدين سان، با شروع آبگيري چيزي از آنچه هايي که در آن منطقه وجود دارند براي ملت ايران باقي نخواهد ماند.
شما فقط با خاک و گل و مجسمه و سنگ کار نمي کنيد، شما خوب مي دانيد که بخشي از روح فرهنگي و هويت ملي مردمان ايرانزمين و نشانه هاي روشني از تلاش هاي بشري در آن منطقه حضور دارد. نابودي تنگه بلاغي و دشت پاسارگاد، حتي اگر خوش بينانه فکر کنيم که به آرامگاه کوروش بزرگ لطمه اي وارد نمي شود، لطمه کمي براي تاريخ و فرهنگ ما نيست. آيا وجود سدي که اکثرکارشناسان معتقدند که حتي براي کشاورزان منطقه هيج سودي ندارد و محيط زيست منطقه را هم نابود خواهد کرد آنقدر ارزش دارد که بخش مهمي از آثار و گنجينه هاي باستاني ما و کل بشريت در راه آن نابود شوند؟
آنچه که حداقل هزاران هزار انسان شريف که به گنجينه هاي فرهنگي و بشري علاقمند هستند از شما انتظار دارند آن است که، براي نجات اين منطقه، برکنار از هرگونه حسابگري هاي رايج، و از طريق توضيح دقيق و صريح به مسئولان امر، از آنان بخواهيد تا از اين نيت هولناک منصرف شوند. انسان هميشه در اين بزنگاه هاي تاريخي قرار نمي گيرد و در جايگاهي نمي نشيند که بتواند بخشي از تاريخ و فرهنگ ملتي بزرگ را نجات دهد يا ويران سازد. شما اکنون در چنين جايگاهي قرار گرفته ايد.
آرزو مي کنيم که نام شما براي نسل هاي آينده ستايش برانگيز باقي بماند.
22 دي 1358 – 13 ژانويه 2007
کميته بين المللي نجات پاسارگاد
به نقل از کمیته بین المللی پاسارگاد
شيرين عبادی : خانم زهرا كاظمی سلامت وارد زندان اوين شده و چهار روز بعد در اثر ضربه مغزی و دو بار شكستن جمجمه، براثر خونريزی مغزی فوت كرده است. من میخواهم سوال كنم آيا امكان دارد كسی با ناز و نوازش، دو بار جمجمه اش بشكند و خونريزی مغزی كند و فوت كند.آيا چند سال ما بايستی منتظر اجرای عدالت باشيم؟ رای دادگاه هر چه باشد نمی تواند عادلانه باشد.
پسر زهرا کاظمی خواهان هفده ميليون دلار خسارت
از ايران شد.
Zahra Kazemi. Zahra Kazemi .Zahra Kazemi .Zahra Kazemi .Zahra Kazemi .Zahra Kazemi .Zahra Kazemi
پزشک ايرانی: زهرا کاظمی مورد شکنجه و تجاوز قرار گرفته بود.
خشم کانادا از حضور سعيد مرتضوی در جلسه شورای حقوق بشر.
کانادا از آلمان خواست سعيد مرتضوی را بازداشت کند.
http://www.activistchat.com/petition2.html
http://www.activistchat.com/petition2.html
نگاهی اجمالی به وضعیت نقض حقوق زنان در ایران (از اسفند 1384 تا اسفند 1385)
پیام آزادی
خانم نازنین مهاباد فاتحی
عصر چهارشنبه ١١ بهمن ماه (٣١ ژانويه) نازنين مهاباد فاتحی ١۹ ساله٬ از زندان اوين آزاد شد. او که يکسال و نيم با کابوس طناب دار در زندانهای گوهردشت و اوين ٬ دست و پنجه نرم کرده بود٬ با لبخند شادی بر لب از زندان اوين قدم به بيرون گذاشت و مورد استقبال گرم خانواده خود و مردمی قرار گرفت که در محل تجمع کرده بودند.
به محض بيرون آمدن از زندان نازنين فاتحی در يک مکالمه تلفنی در مقابل زندان اوين با مينا احدی از همه کسانی که برای آزاديش تلاش کردند تشکر کرد.
آزادی خانم نازنین مهاباد فاتحی نشانگر ایستادگی تمامی انسانهای آزادی است که درراه احقاق حقوق راستین بشری در تلاشند .
پیام آزادی : آزادی خانم نازنین را به ایشان و خانواه محترمشان و تمامی فعالان حقوق بشری و مدافعان حقوق زنان و همه گروهها و افرادی که در راه آزادی ایشان تلاش کردند را تبریک میگوئیم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جمهوری اسلامی میخواهد نازنین، دختر 18 ساله را اعدام کند!
جنگ نه ، محمد ابراهیمی ، پاسارگاد ، زهرا کاظمی ، نازنین ، خلیج فارس ، احمد باطبی No war . Mohammad ebrahimi . Pasargad . Zahra kazemi Nazanin .
نازنین.نازنین.نازنین.نازنین.نازنین.نازنین.نازنین
بر اساس گزارش روزنامه اعتماد 17 دیماه ، نازنین دختر 18 ساله با صدور حكم نهايى شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى، به قصاص محكوم شد. نازنین در 30 فروردین ماه سال 1383 به همراه دوستان و دوست پسر خود در اطراف کرج به گردش میپرداخت که مورد تهاجم سه مرد گرفت . با پراکنده شدن دوستان و دوست پسر نازنین ، سه مرد مهاجم قصد تجاوز جنسی به نازنین و دوستش را داشتند که نازنین در دفاع از خود با چاقو یکی از مهاجمین را به قتل رساند. و برای همین بر اساس قانون اسلامی قصاص به اعدام محکوم شده است. نازنین زمان دستگیری 17 سال بیشتر نداشت.
نازنین اساسا جرمی مرتکب نشده است. دفاع از خود در مقابل تجاوز جنسی جرم نیست. جمهوری اسلامی نه تنها بر اساس قوانین اسلامی حکم اعدام نـازنین را صادر کرده اسـت ، بلکه بسیجی بودن مهاجمها هم در صدور این حکم اعدام موثر بوده است.
حکم اعـدام و قتل نازنین ، یکی دیگر از هزاران هزار اعدامها و قتل هایی است که در ایران بر اساس قوانین اسلام صورت میگیرد.مردم ایران و جهان و سازمانها و نهادهای مدافع حقوق انسان نباید اجازه دهند که حکم اعدام نازنین به اجرا در آید، باید اعتراض وسیعی راجهت لغو این حکم به راه انداخت. سازمان رهایی زن به نوبه خود تلاش میکند تا توجه مردم و سازمانهای جهانی را به این مسئله جلب کند.
تاکنون دبیر سازمان رهایی زن در نامه ای به امنستی مسئله را طرح نموده است و خواهان اعتراض امنستی به حکم اعدام نازنین شده است . سازمان رهایی زن برای نجات جان و رهایی نازنین فعالیتهایی را در دستور خود دارد. در این رابطه از همه کسانی که میخواهند کاری کنند دعوت میکنیم که با سازمان رهایی زن تماس بگیرند تا فعالیت را در این رابطه پیش ببریم.
نباید گذاشت هیچ انسانی سرنوشتش به دست قوانین اسلامی قصاص و اعدام در ایران سپرده شود. خود این قوانین باید فورا لغو شوند.
لینک خبر از اعتماد
http://www.etemaad.com/aspClinets/start.asp.
آیا حقیقتا این قانون است که حکم می کند ؟
با امضاء این دادخواست در یاری این جوان در بند گامی به سوی خودمان برداریم .
Persian Gulf . Persian Gulf .Persian Gulf
n Gulf .Persian Gulf .Persian Gulf .Persian Gulf
به نام یگانه هستی بخش
مینویسم از پدرم ، مادرم ، خونم ، خاکم ، وطنم و هر آنچه که ریشه من است .
از نام میهنم ، از سرزمین ایران ، از نام پارسی و هر آنچه که متعلق به من است .
خلیج پارس ، خلیج همیشگی فارس ، نقطه ای از غیرتم از خاک تنم ، جای گامهای ابراهیم ، یادگار پدران محمد ، آنجا که در طول این تاریخ نا بهنجاری که ، بر مردمان برفت ، ناتوان بودند از تجاوز به آن ، تا چه برسد به دزدیدن آن ، در هیچ جا نام ایران بی خلیج فارس نیست ، حال چگونه است که میخواهند نامش را بدزدند ، نامی که برای من است .
آبهایی که برای من جاریست ، جایی که رودهای سرزمین من در آن میریزند و خلیج من است ، روی خاک سرزمین من است .
ترانه ساز شاعران دیار من است .
شکوه ایران است ، به نام پارس و پارسی .
ای سرزمین من بدان نامت را هر چه بگذارند تو برای من ایرانی ، ایران من سرزمین آریایی ، خاک پدرانم ، خون دل مادرانم ، زخم های یارانم .
نخستین بستر اندیشه و فرهنگ ، کهن ترین تاریخ ، مردمانی با آرمان انسانیت .
نامت پر شکوه
خاکت پر برکت
مردمانت سر بلند
چو ایران نباشد تن من مباد
جنگ نه ، محمد ابراهیمی ، پاسارگاد ، زهرا کاظمی ، نازنین ، خلیج فارس ، احمد باطبی No war . Mohammad ebrahimi . Pasargad . Zahra kazemi Nazanin .
http://www.petitiononline.com/persian/
اکبر محمدی . اکبر محمدی . درگذشت اکبر محمدی
جنگ نه ، محمد ابراهیمی ، پاسارگاد ، زهرا کاظمی ، نازنین ، خلیج فارس ، احمد باطبی No war . Mohammad ebrahimi . Pasargad . Zahra kazemi Nazanin .
Ahmad Batebi .Ahmad Batebi .Ahmad Batebi .Ahmad Batebi .Ahmad Batebi .Ahmad Batebi .Ahmad Batebi
گفتهاند حقوق بشر خدشه ناپذير است ، اما در كشور ما سالهاست كه حقوق بشر پايمال میشود. گفتهاند آزادی بيان ، حق همگان است ، اما ما سالهاست كه در كشورمان شاهد حذف صداها و افكار هستيم. گفتهاند انسان آزاد بدنيا میآيد و آزاد از دنيا میرود ، پس آزادی بيان نظر و عقيده ، حق مسلم انسانهاست . اما در كشور ما انسان ايرانی، در بند بدنيا میآيد، محروم از حق انتخاب رشد میكند و در بند از دنيا میرود.
گفتهاند فرهنگ و مدنيت حاصل برخورد و تنوع انديشه هاست ، اما ما در كشورمان شاهد حذف انديشه هستيم. آنجا كه انديشه حذف شود، امكان رشد و شناخت از مردم گرفته میشود. آنجا كه يك انديشه (انديشه حاكم) برای سرنوشت هفتاد ميليون انسان تصميم بگيرد ، حق حضور ، حيات ، رشد و تصميم گيری ملتی نفی شده است.
فرزندان يك ملت ، سرمايهی ملی و سازندگان آينده هستند. جويندهاند ، از سترونی و ايستايی بيزارند ، نه به تب راضیاند و نه به مرگ كه عاشقان بیدريغ زندگیاند. میخواهند بسازند ، بيابند و آنجا كه امكان جستن و يافتن از آنها دريغ میشود ، در مقابل زور میايستند . احمد باطبی يكی از عزيزترين فرزندان ايران است . مظهر غرور و پاكی و عشق به زندگی است. تصوير پيراهن خونين يكی از ياران در دستهای برافراشتهی باطبی يكی از غرورانگيزترين برگهای تاريخ اين دوران سياه بيست و پنج ساله خواهد بود و در حافظهی تاريخی ملت ايران و جهانيان ثبت شده است.
تصوير باطبی يعنی كه مردم ايران زور و اجحاف و سركوب را نپذيرفتهاند و در برابر زورگويان تمكين نكردهاند. همين و دقيقا همين نشانه است كه جان جوانش را در دست شكنجه گران اينچنين آسيب پذير كرده است.
احمد باطبی عليرغم شكنجههايی كه در اين سالها متحمل شد ، در ديدار با نمايندهی سازمان ملل ، حقايق را گفت و آنچه را كه بر دربندان حكومت اسلامی میرود ، بازگو كرد.
او با وجود اينكه در مرخصی بسر میبرد ، پس از اين ديدار ناپديد شد و پس از چند روز خبر رسيد كه دوباره در بند شكنجه گران است.
احمد باطبی و تمام دانشجويان در بند به هيچيك از جناحهای حكومتی وابسته نيستند و بهمين دليل نيز پشتيبانان كمتری دارند . آندسته از رسانههای داخل و خارج كه هر خبری را در مورد جناحهای حكومتی بطور وسيع انعكاس میدهند، در حمايت و انعكاس صدای دانشجويان زندانی كوتاهی میكنند.
هموطنان، آزاديخواهان،
بر تك تك ماست كه با حمايت از باطبی و دانشجويان دربند ، با اعتراض و انعكاس صدای آنها ، خطر نسل كشی دوم را خنثی كنيم. فرزندان ايران ، به جرم دفاع از حقوق انسانی ماست كه در بندند. حمايت خود را از آنها دريغ نكنيم و نگذاريم كه صدايشان در ميان هياهوی حكومتيان و حاميانشان گم شود.
http://www.petitiononline.com/batebi/petition.html
احمد باطبی دانشجوی رشته فیلم سازی دانشگاه تهران در خلال تظاهرات دانشجوئی و در اعتراض به بسته شدن روزنامه سلام( صلح) در 7 جولای 1999 (تیرماه 1378) بازداشت شد. او مانند هزاران دانشجوی دیگر بود که در این تظاهرات شرکت کرده بود، اما بطور قطع عقیده بر این است که دستگاه قضائی بدون توجه به پرونده، او را (از آنرو) محکوم کرده است که مطبوعات بین المللی تصویر او را در حال بالا گرفتن پیراهن خونین دانشجوئی که در هنگام تظاهرات (از طرف رژیم) به خشونت کشیده شده بود، منتشر کردند. احمد باطبی در هنگام بازداشت مجبور شد به اتهامات ناروائی که (از طرف دستگاه قضائی به او نسبت داده بودند)، اعتراف کند و تحت فشار شدید و از بیم اینکه خانواده او در خطر هستند، "اقرار نامه ای" را امضاء نماید. او به جرم به خطر انداختن امنیت ملی در یک دادگاه فرمایشی پشت درهای بسته، بوسیله دادگاه انقلاب در تهران به مرگ محکوم شد اما در دادخواست بعدی جرم او به 15 سال و سپس به 10 سال تقلیل یافت.
در 4 فوریه 2003 (بهمن 1382) احمد باطبی و دیگر دانشجویان زندانی نامه ای نوشتند که در سطح گسترده ای توزیع شد. در این نامه دانشجویان بیان کرده اند که:
"ما به پیشرفت جریان همیشگی (مفاد) اعلامیه جهانی حقوق بشر، صلح جهانی، عدم خشونت، حفظ محیط زیست و کلیه میثاق های مهم (در دفاع از حقوق) بشر، معتقد هستیم.
ما امیدواریم که (رژیمهای) تمامیت خواه (توتالیسم) و استبدادی بر سر عقل بیایند (اصلاح شوند) و مقیاس (مشروعیت) حکومت را رای مردم بدانند.
ما آرزو داریم که حقوق خواهران خود را که برای مدت های دراز مورد انکار قرار گرفته است که برابری حقوق بین مردان و زنان می باشد، را بازپس گیریم
ما می خواهیم عقیده (کهن) ایرانیان مبنی بر پندار نیک، کردار نیک و گفتار نیک را اعتلا بخشیم.
ما از تحمیل شکنجه های بی پایانی که شاهد اجرای آن بر روی دوستانمان بودیم، نفرت داریم.
عفو بین المللی مبارزه خود را برای (رهائی) احمد باطبی ادامه میدهد.
احمد باطبی؛ حکايت تلخ آن پيراهن خونين
http://www.petitiononline.com/batebi/petition.html
صــــفــــحــــات هــــم ســــو
فــــریــــاد انــــســــانــــهــــا
لـــــیـــــنـــــک بـــــه دوســـــتـــــان